صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)
266
معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)
اقوال و افعالشان به غير خدا توجّه دارند و دوستدار دنيايند و ملك و فخر و مقام را ترجيح مىدهند و دوست دارند كه در دل مردم از احترام برخوردار باشند ؛ در سخن او چنين احساس نمىشود كه همهء مردم را به ريا متّهم كند . آدمى مثل غزّالى دچار چنين خطايى نمىشود ؛ گروهى از مردم هستند كه طبعا دوست دارند لباس خشن و ژوليده بپوشند بىآنكه اهل ريا باشند و برخى هم لاغر و رنگپريده و چشمانى ضعيف از عبادت دارند و نمىخواهند كسى آن را بفهمد و نمىدانند چه كنند ؟ هر عملى ، اثرش را در صاحب عمل مىگذارد ؛ چه خوب و چه بد ؛ چه زشت و چه زيبا . و برخى از مردم روزه مىگيرند و نماز مىگزارند و واجبات دينىشان را انجام مىدهند و به واجبات مىپردازند و قصدشان تنها رضايت خداوند است و اثرى از ريا در كارشان نيست . پس خوب است كه آنها را به ريا متهم نسازيم و آنها را در مقام رياكنندگانى قرار ندهيم كه تلاش دارند تا مردم افعالشان را ببينند و در پى قبولى آن نزد خداوند نيستند ؛ چون قلب آنها از آخرت برگشته و تنها به دنيا وابسته است . انسانى كه به طبع خود به عمل مىپردازد ، ناچار آثار آن در بدن و نفسش ظاهر مىشود ؛ چه خوب و چه بد باشد ؛ چنين كسى رياكار ، مدّعى و متكلّف نيست . امام صادق ( ع ) در چنين حالتى ، در پاسخ يكى از شاگردانش كه پرسيد : كسى كار نيكى انجام مىدهد و كسى او را مىبيند و او هم خوشحال مىشود ، آيا رياكار است ؟ فرمودند : « اشكالى ندارد ؛ چون هر كسى دوست دارد كه در ميان مردم به نيكى ظاهر شود ، اگر آن نيكى به خاطر اين نباشد . » يعنى اگر هدفش از كار خوب كردن ، شهرت و معروفيّت نزد مردم نباشد . غزّالى در احياء علوم الدين در اين باره مىگويد : « ريا ؛ يعنى جاهطلبى كه حرام نيست از آن حيث كه در قلب بندگان در پى منزلتى باشد . » تا جايى كه مىگويد : « امّا بزرگى جاه و مقام بدون حرص بر طلب آن و بدون غم خوردن از زوالش - اگر زايل شد - ضررى ندارد ؛ چون هيچ مقامى از مقام پيامبر ( ص ) و خلفاى راشدين و بعد از آنها علماى دين نيست ، امّا توجّه و همّ و غمّ به جاهطلبى ، نشانهء نقصان در دين است . » ريا و ايمان ضدّ همند و مثل آب و آتش با هم جمع نمىشوند . از ويژگيهاى ايمان آن است كه همهء اعمال بدون شك و ريا براى ذات حق باشند و پيامبر ( ص ) مىفرمايد :